...؛

درخواست حذف این مطلب
عشق فقط تنهایی رو بهم یاد داد

سکوت

درخواست حذف این مطلب
با تو حرف ها دارمدر این هیاهوی خاموش با سکوتِ پُر از فریادم دست و پنجه نرم می کنم چه ساده ندارمتچه نمناک دلتنگم!

دلگیری

درخواست حذف این مطلب
دلت نگیرد از هرچه که در زندگی ات هِی نمیشود,از دوست داشتن های بی سرانجامی که باهزاران باید و ای کاش,ناخوشی هایش سرت هموار میشود,و تو پُر میشوی از خوب نبودن هایتدلتنگی هایِ گاه و بی گاهت که دمار از دلِ بی تابت در می اورد.از مهربانی هایِ بی حد و اندازه ای که تو را ندیدند؛هر چه که بود دستهایِ پُر و بی نیازت برایشان کافی نبود.دلت شب و نصفه شب نگیرد از روزهایی که نمیدانی پشتِ سر گذاشته ای و یا منتظرند تا لبخندت را ببینند و مثل مهمان ناخوانده سرت هوار شوند.دلت نگیرد از تک تکِ رسم هایِ ناشیانه یِ این روزگار.از قانون هایی که خودشان برایِ زندگیِ شان وضع کرده اند و تو را وادار به اجرایشان میکنند.دلت نگیرد اگر هرچه میدوی باز میشوی کلاغِ تنهایِ ا ِ قصه ها.روزی اگر نباشی چنان برایت مویه میکشند و گریه ها سر میدهند انگار زمانِ بودنت تنها انی بودند که با همه ی وجودت وقتی میگفتند:خوبی؟با بغض آرام تر میتوانستی بگویی: نه....بسیار بسیار خوب نیستم.و نترسی از گفتنِ خوب نبودن هایت.
فرگل_مشتاقی

...!

درخواست حذف این مطلب
مراقب آدمهاے "آرام" زندگیتان باشید،آنهایے که "گوش" میدهند،دیرتر "غمگین" میشوند،
"سخت عصـــبانے" میشوند،طولانے "دوستتان" دارند،کم "عاشـــق" میشوند،
"مهربانے" را بلدند،"حواسشان" به شماست، ..."درد" را به "جان" میگیرند تا شما را "نرنجانند"،...
آنها همانهایے هستند که اگر "دلشان بشکند"!دیگر"نیســـتند"!نه اینکه "کم" باشنددیگر "نیستـــند...

بگو...!

درخواست حذف این مطلب
❤از خودت بگواز اتفاقات بعد از من بر دلت بگواز زندگیت بگواز بامداد و شامگاه بگواز دشت، از گل، از صدای آواز پرندگان بگواز آسمان که خورشید را در آغوش خود گرفته بگواز سیاهی شب که ماه را می بلعد بگواز نسیم از باد از طوفان زندگیم بگو
از اشک به رنگ خون و لبخند به ظاهر شیرینم بگوکه بر روی چشم و لبهایم خشکید
از چراغ های خاموش خیاباناز عابرانی که از تنهایی خود عبور نمی کنند بگواز من از خودت از روز و شب از این سکوت تنها بگواز زندگی که در او تنها مانده ام بگومن به مرگ تدریجیبه زخم های مکرر زندگی، دچار شده امو ا یرش صدای توستمن به شنیدن صدای اتفاقات زندگی تو معتادمبا من حرفی بزن، من با تو کامل می شومبا من حرفی بزن، از عشق بگو...

محمدامین_تیمورزاده

...،

درخواست حذف این مطلب
آدم از یک جایی به بعد دیگه خودش رو به در و دیوار نمی کوبه، از هر چه هست و نیست شاکی نمی شه، از آدم ها فاصله نمیگیره، از هیچ ، دیگه متنفر نمی شه. دیگه گریه نمیکنه، غصه نمی خوره، از حرف ی نمی رنجه،دیگه شعر نمی خوانه، موسیقی گوش نمی ده، به ی زنگ نمی زهد، ی هم به او زنگ نمی زنه. دیگه ص ، اتفاقی، بوی عطری، اسمی، زنگ تلفنی، نامه ای، خاطره ای، حرفی، رنگ پیراهنی حواسش رو پرت نمی کنه. آدم از یک جایی به بعد، دیگر منتظر نمی مونه، دیگر عجله نمی کنه، دیگر حوصله اش سر نمی ره، دیگر بی قرار نمی شه.
می دونی؟! آدم از یک جایی به بعد فقط بی اختیار نفس می کشه...

"مراقب خودت باش"

درخواست حذف این مطلب
این "مراقب خودت باش" هایی که می گویم از سر عادت نیست مثل "عزیزم" ها قرار نیست که بعد از شش ماه، یک سال بشود برنامه ی روتین دل و زبان هر ی.تمام این "مراقب خودت باش" ها، تک تک شان توی ذهنم شکل می گیرد و به تو می سپارم که مواظب خودت باشی.همان مسیر کوتاه ماشین تا در خانه تان را باید مواظب خودت باشی، وقت هایی که قرار است تلفنمان را تمام کنیم، ی که شب بخیر می گوییم.هر روز صبح که می روی باید مراقب خودت باشی و هر روز ظهر که بر می گردی.وقت هایی که هوا سرد می شود، باید مراقب خودت باشی تا یک وقت سرما نخوری.وقت هایی که با رفقایت قرار داری باید خیلی خیلی مراقب خودت باشی.
گاهی وقت ها آدم بدون اینکه بفهمد یکهو می شود امانتی، امانتیِ ی که دوستش دارد...
پس لطفا ،
حتما ،
"مراقب خودت باش"

مسعود_ممیزالاشجار

کیمیا

درخواست حذف این مطلب
مراقبِ رفتارتان با آدم هایهمیشه مهربانِ زندگیِتان باشید !
همان ها که خودشان راوقفِ شما و غصه هایِتان می کنند ، با بغضتان بغض میکنند و با خنده تان خنده .
آن ها که در مقابلِ بد رفتاریِتانسکوت می کنند و قلبِ ش ته شانرا پشتِ لبخندی پنهان می کنند و همیشه قلبشان می تپد برای حالِ خوبتان !
مراقب باشید که کمیابَند آدم های اینچُنین
نگذارید کاسه ی صبرشان لبریز شود که اگر شودشما را با تمامِ رفتارهای بدتان می بخشند ... البته به دیگران
محیا_کاربخش

...!

درخواست حذف این مطلب
روزهای نبودنت را کار ها برایم پر کرده اند ،جای دست هایت را جیب هایم ،لبخند هایت را هنوز از چهارچوب یک صفحه مجازی دنبال میکنم ...هنوز هم زیبا میخندی ،هنوز هم شیرینی مثل روزهای اول آشنایی ...اما کاش کمی وفاداری را از نبودن این روزهایت یاد میگرفتی ،هربار که احساس تنهایی میکنم نبودنت فریاد میزند :هی! به من نگاه کن، من اینجا نیستم ...این نبودن هایت را هیچ بودنِ مناسبِ دیگری پر نمیکند جانم ...
ستایش_قاسمی

صفر یا صد

درخواست حذف این مطلب
مَن اینکه میگویند دوری و دوستی را نمیفهمم مگر میشود نباشی،حالم را نپرسی...شب ها قبل خواب شب بخیر نگویی ...مگر میشود در اوجِ غُصه هایم از تنهایی بپوسم وتو دور باشی و ادعایِ دوستی کنی؟زندگی که حدّ وسط ندارد جانمیا صفر باش یا صد...زندگی فوتبال نیست،که راحت بنشینی روی نیمکت ذخیره ها و هرزمان که احساس کردی اماده ای،بیایی برای بازی...تو برای من یا هستی یا نیستی!!من این خُزعبلات عامیانه را که مدام وِرد زبان هاست باور ندارم،من چیزی را میپذیرم که میبینم...رسم رفاقت این نیست جانِ من...یا دور باش و هفت پشت غریبه یا نزدیک و از من به من آشناتر ...من طرز رفتار با ادم های حد وسط را نابلدم...چون عمیقاً معتقدم دوست داشتن "میانه" ندارد...
#شیما_سهر

صفر یا صد

درخواست حذف این مطلب
مَن اینکه میگویند دوری و دوستی را نمیفهمم مگر میشود نباشی،حالم را نپرسی...شب ها قبل خواب شب بخیر نگویی ...مگر میشود در اوجِ غُصه هایم از تنهایی بپوسم وتو دور باشی و ادعایِ دوستی کنی؟زندگی که حدّ واسط ندارد جانمیا صفر باش یا صد...زندگی فوتبال نیست،که راحت بنشینی روی نیمکت ذخیره ها و هرزمان که احساس کردی اماده ای،بیایی برای بازی...تو برای من یا هستی یا نیستی!!من این خُزعبلات عامیانه را که مدام وِرد زبان هاست باور ندارم،من چیزی را میپذیرم که میبینم...رسم رفاقت این نیست جانِ من...یا دور باش و هفت پشت غریبه یا نزدیک و از من به من آشناتر ...من طرز رفتار با ادم های حد وسط را نابلدم...چون عمیقاً معتقدم دوست داشتن "میانه" ندارد...
#شیما_سهر

یادداشت

درخواست حذف این مطلب

" روزی بیا که برایِ آمدن دیر نشده باشد "
می نویسم" روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم ، که هنوز دوستم داشته باشی "
می نویسمدر نبودنت به تمام ذرات زندگی کافر شده امجز ایمانِ به آمدن تو
امروز برایِ تو می نویسم
یقینا خواهی آم ی روزی که من از هراسِ دیوار هاخانه را ... نهخودم را ترک کرده باشم

دلتنگی!

درخواست حذف این مطلب


دلتنگی! دلتنگی تمام هفته را صبر می کند، دلتنگی تمام هفته را به انتظار می نشیند آن وقت که شد، آن وقت که عصر شد تمام وجود لعنتی ات را تسخیر می کند. آنقدر که نه می توانی حرف بزنی، نه چراغ اتاق را روشن کنی و نه حتی یک لیوان آب بخوری. فقط می توانی خیره شوی به دیوار ها و پنجره هایی که فاصله ها را اولین بار به وجود آوردند.
عصر لعنتی! آدم دلش برای همه چیز تنگ می شود. مخصوصا برای تو که آن ور جاده ها نشسته ای و از پشت سیم های تلفن مرا بغل کرده ای. به تو که آنور کوه ها نشسته ای و داری به دختری در این سوی کوه ها فکر می کنی.
دلتنگی صبور است. دلتنگی لجباز است و نبودنت را حرف به حرف تکرار می کند.
تمام این اتاق روی سرم اب می شود. تمام لباس ها، تمام رژ لب های قرمز، تمام لاک ها نبودنت را تکرار می کنند.
لعنت به عصر و ما که از دلتنگی هم صبورتریم...
طناز_کنعانی

حقیقت

درخواست حذف این مطلب
و حقیقتاً هیچ سرش اون قدر شلوغ نیست که:زمان از دستش در بره و شمارو یادش بره! همه چیز، برمی گرده به اولویت های اون انسان! اگه...اگه به هر دلیلی! ی "تورو یادش رفت"
فقط یکدلیل داره
تو جزو الویت هاش نیستی، نه...

دلتنگی!

درخواست حذف این مطلب


دلتنگی! دلتنگی تمام هفته را صبر می کند، دلتنگی تمام هفته را به انتظار می نشیند آن وقت که شد، آن وقت که عصر شد تمام وجود لعنتی ات را تسخیر می کند. آنقدر که نه می توانی حرف بزنی، نه چراغ اتاق را روشن کنی و نه حتی یک لیوان آب بخوری. فقط می توانی خیره شوی به دیوار ها و پنجره هایی که فاصله ها را اولین بار به وجود آوردند.
عصر لعنتی! آدم دلش برای همه چیز تنگ می شود. مخصوصا برای تو که آن ور جاده ها نشسته ای و از پشت سیم های تلفن مرا بغل کرده ای. به تو که آنور کوه ها نشسته ای و داری به دختری در این سوی کوه ها فکر می کنی.
دلتنگی صبور است. دلتنگی لجباز است و نبودنت را حرف به حرف تکرار می کند.
تمام این اتاق روی سرم اب می شود. تمام لباس ها، تمام رژ لب های قرمز، تمام لاک ها نبودنت را تکرار می کنند.
لعنت به عصر و ما که از دلتنگی هم صبو تریم...
طناز_کنعانی

زندگی...

درخواست حذف این مطلب
تمآمِ عمر را در پى این بودیم که هیچ را در رابطه هایمان ناکام نکنیم غافل از آنکه تمامِ عمر در پى ناکام ِ خود بودیم !همه مان ازین روزها داریم، روزهایى که درد میکشیم از اضطراب از آدمها ناامید میشویمو شاید تنها یام زمانیست که میفهمیم همین ش تها و همین تلخى ها بودند که ما را به سمت بارور شدن سوق داده اند .
گاهی هم به خودت سر بزن!
حالِ چشمهایت را بپرس و دستی به سر و روی احساست بکش؛
رو به روی آیینه بایست و تمام تنهایی ات را محکم در آغوش بگیر وَ با صدای بلند به خودت بگو که "تو" تنها داراییِ من هستی؛
بگو که با همه ی کاستی های جسمی و روحی، تو را بی بهانه و عاشقانه دوست دارم؛
برای خودت وقت بگذار، با مهربانی دستت را بگیر و به هوای آزاد ببر، نگذار احساس تنهایی کنی، نگذار ابرهای سیاه، چشمهایت را از پا دربیاورد...
مطمئن باش،هرگز ی دلسوزتر از تونسبت به تو پیدا نخواهد شد…!

حس خا تری

درخواست حذف این مطلب
چه فایده دارد بعضی حس هاکه هم هست هم نیستهم میتواند باشد هم نباشدحس هایی که مثل زبان میشود کنترلشان کرد اما شناسنامه ندارند ، هستند و میتوانند نباشند!مثل حرف زدن که یک کار خودآگاه است ، میتوانی بگویی میتوانی نگویی ..اگر حس آدم مثل زبانش کنترل شده باشد آدم عذاب میکشد مثلا یک نفر را هم دوست داریهم میتوانی نداشته باشی!هم دل تنگ میشویهم میتوانی نشوی!در یک کلام بود و نبودش را خودت کنترل میکنی ..حس دوست داشتن، نفرت و محبت خودآگاه اگر باشد آدم غصه اش میگیرد از فهمیدنش ..باید ناخود آگاه دوست داشته باشی ، ناخود آگاه متنفر باشی حتی ... وگرنه حست بی نام و بیچاره استمثل آدم های بلاتکلیف با خودت درگیر میشویاز خودت سوال میپرسی اما هیچ جو هیچ نتیجه ای برایت حس ناخود آگاه نمی آورد ..تلاش میکنی که اسم دارشان کنی .. آ ش هم نمیشود که نمیشود!این حس های خا تری حتی اگر بمیرندهیچ برایشان سوگواری نمیکند هیچ اشکی نمیریزد .. هیچ نمی فهمد .. هیچ !باید کنگره ای تشکیل شود برای دوست داشتن های خودآگاه اسمی بگذارد ..
بلاتکلیفی آدم را دیوانه میکند , دیوانه ...

نازنین عابدین پور

سال نو

درخواست حذف این مطلب
دوست داشتنت را از سالی به سال دیگری جا به جا می کنم
مثل دانش آموزی که مشقش را در دفتری تازه پاک نویس می کندصدای تو، عطرتو، نامه های توو شماره تلفن تو را هم منتقل می کنمو می آویزمشان به کمد سال جدید
تو را دوست دارم
بر برگه‏ تقویم آ ین روز سالدر آغوش می گیرمتو در چهار فصل سال می چرخانمت ...
نزارقبانى

حس تلخ

درخواست حذف این مطلب
اولین باری که دلت برایِ یکی میلرزه با آغوش باز ازش استقبال میکنی ! چون انقدر حسش خوبه که چشماتو رو همه چی میبنده ... به این فکر نمیکنی که تهش چی قراره بشه ، تو همـون لحظه عاشقی میکنی .وقتی به هر دلیلی از دستش میدی تا مدتها درِ قلبتو محکم میبندی که دیگه هیچ پا توش نذاره ..برای بار دوم اگر ی پیدا شه که دلتو بلرزونه ، که نسبت بهش یه حسِ مثبت داشته باشی ، که فقط خودشو ببینی و با نفر قبلی مقایسش نکنی ، میترسی ! خیلی میترسی ...چون تجربه ی تلخ داری میترسی دوباره به اون حالِ قبلت برگردی ... بار دوم عاشق شدن سخته .. اما وقتی دل بدی، دیگه مثل بار اول فقط دل نمیـکـَنی ، جون میکنی !چون بار دوم هم با قلبت عاشق میشی هم با مغزت ...
فاطمه_ ازی

رفاقتی

درخواست حذف این مطلب
کنار هر جمله عاشقانمون ، "رفیق" میذاریم تا مبادا یکی از ما با خودش بگه : عاشق منه !مثلا میگیم «دوستت دارم رفیق »یا مثلا «بغلم کن رفیق »یا «تنهام نذاز رفیق »«کنارت آرامش دارم رفیق »این "رفیق" رو میگیم که حواسمون باشه ما فقط کنار هم مثل یه دوستیم ما میخوایم عاشقانه های رفاقتی داشته باشیم ولی جانِ جهانماینو، هم تو میدونی ، هم من که رابطمون عاشقانه یِ عاشقانست وگرنه کدوم دو رفیقِ جنس مخالفی شب و روز رو باهم میگذرونن؟و اگه یکیشون دیر وقت به خونه برسه دل اون یکی آشوب میشه ؟آخه کدومشون روسریِ اون یکی رو درست میکنه و موهاش رو از صورتش کنار میزنه ؟ کدومشون میگه وقتی تو هستی آرامش رو حس میکنم ؟کدومشون برایِ همدیگه یادگاری میذارن ؟تو رابطه کدومشون موقع جداشدن یکی زل میزنه تو چشمای اون یکی و با چشمایِ قهوه ایِ خوشگلش میگه کاش نمیرفتی و کنارم میموندی ؟رفیقِ جانما داریم «عاشقانه هایِ رفاقتیمون» رو تحمل میکنیم تا «عاشقانه هایِ عاشقی» گند نزنه به تموم رابطه مون فقط عزیزترینِ دلم گاهی بیشتر بگو دوستت دارم رفیق !و دستامو محکم تر بگیر ...بذار خیالم راحت باشه عاشقانه هایِ رفاقتیمون تا همیشه ادامه داره
بهاره_رحمانی

تعهد

درخواست حذف این مطلب
تا وقتی که شب ها فکرم از مسیر خی می گذرد "تو" نسبت به من مسئولی!مسئولِ دلی که بردی مسئول خو که از چشمانم گرفتیو مسئول آینده ای که فقط کنار "تو" رنگین می شود..."تو" مسئولی و باید حواستخیلی جمع باشد!
راستی ، "تو" این روز ها تا به ابدباید مراقب خودت هم باشی ،چون تنها خودتاز پس مسئولیت هایی که بر عهده گرفته ای بر می آیی!!
پس لطفا ، حواست به خودت و مسئولیت های مهم ات باشد...
عرفان_محمودیان

خیال

درخواست حذف این مطلب
فکر می کنم به امروز!به تو!به تمام چیزهایی که از تو خبر می دادند!به میز دنج دو نفره !به جای خالیت..به چای یا دمنوشی که اگر امروز بودی حتمن سفارش می دادی!به حرف هایی که میشد رد و بدل کنیم!خنده های کنج لبیت! تیکه ها و ادا و اصول های خاص خودت!به شعری که با ذوق میشد دم گوشت کرد!به آهنگی که اولین شنونده اش من بودم!به...
غرق میشوم توی خاطراتی که هرگز ساخته نشده اند! فنجان چای را به جای تو سر می کشم!به گرمای دست هایی که روی دست هایم حس نمی کنم!و فکر می کنم به جای خالیت...پی می برم به حجم سنگین نبودنت!ماتم می برد از این همه صبر و نیامدن!و دخیل می بندم به روزهای آینده... به قلبم وعده می دهم! بهار همیشه فصل ما بوده ... تو برمی گردی..
شاید با آ ین باران بهاری!
و اعتراف می کنی...:نگرانی برای دست هام! که بی دست هات خالی بمونه!
پرستو_جلیلى

رفاقتی

درخواست حذف این مطلب
کنار هر جمله عاشقانمون ، "رفیق" میذاریم تا مبادا یکی از ما با خودش بگه : عاشق منه !مثلا میگیم «دوستت دارم رفیق »یا مثلا «بغلم کن رفیق »یا «تنهام نذاز رفیق »«کنارت آرامش دارم رفیق »این "رفیق" رو میگیم که حواسمون باشه ما فقط کنار هم مثل یه دوستیم ما میخوایم عاشقانه های رفاقتی داشته باشیم ولی جانِ جهانماینو، هم تو میدونی ،هم من که رابطمون عاشقانه یِ عاشقانست وگرنه کدوم دو رفیقِ جنس مخالفی شب و روز رو باهم میگذرونن؟و اگه یکیشون دیر وقت به خونه برسه دل اون یکی آشوب میشه ؟آخه کدومشون روسریِ اون یکی رو درست میکنه و موهاش رو از صورتش کنار میزنه ؟ کدومشون میگه وقتی تو هستی آرامش رو حس میکنم ؟کدومشون برایِ همدیگه یادگاری میذارن ؟تو رابطه کدومشون موقع جداشدن یکی زل میزنه تو چشمای اون یکی و با چشمایِ قهوه ایِ خوشگلش میگه کاش نمیرفتی و کنارم میموندی ؟رفیقِ جانما داریم «عاشقانه هایِ رفاقتیمون» رو تحمل میکنیم تا «عاشقانه هایِ عاشقی» گند نزنه به تموم رابطه مون فقط عزیزترینِ دلم گاهی بیشتر بگو دوستت دارم رفیق !و دستامو محکم تر بگیر ...بذار خیالم راحت باشه عاشقانه هایِ رفاقتیمون تا همیشه ادامه داره
بهاره_رحمانی

رفاقتی

درخواست حذف این مطلب
کنار هر جمله عاشقانمون ، "رفیق" میذاریم تا مبادا یکی از ما با خودش بگه : عاشق منه !مثلا میگیم «دوستت دارم رفیق »یا مثلا «بغلم کن رفیق »یا «تنهام نذاز رفیق »«کنارت آرامش دارم رفیق »این "رفیق" رو میگیم که حواسمون باشه ما فقط کنار هم مثل یه دوستیم ما میخوایم عاشقانه های رفاقتی داشته باشیم ولی جانِ جهانماینو، هم تو میدونی ،هم من که رابطمون عاشقانه یِ عاشقانست وگرنه کدوم دو رفیقِ جنس مخالفی شب و روز رو باهم میگذرونن؟و اگه یکیشون دیر وقت به خونه برسه دل اون یکی آشوب میشه ؟آخه کدومشون روسریِ اون یکی رو درست میکنه و موهاش رو از صورتش کنار میزنه ؟ کدومشون میگه وقتی تو هستی آرامش رو حس میکنم ؟کدومشون برایِ همدیگه یادگاری میذارن ؟تو رابطه کدومشون موقع جداشدن یکی زل میزنه تو چشمای اون یکی و با چشمایِ طوسیِ خوشگلش میگه کاش نمیرفتی و کنارم میموندی ؟رفیقِ جانما داریم «عاشقانه هایِ رفاقتیمون» رو تحمل میکنیم تا «عاشقانه هایِ عاشقی» گند نزنه به تموم رابطه مون فقط عزیزترینِ دلم گاهی بیشتر بگو دوستت دارم رفیق !و دستامو محکم تر بگیر ...بذار خیالم راحت باشه عاشقانه هایِ رفاقتیمون تا همیشه ادامه داره
بهاره_رحمانی

ثانیه ها

درخواست حذف این مطلب
❤ این ساعات عمر که بی تو می گذردنامش زندگی نیستمشتی ثانیهٔ علاف استکه در حسرت نبودنتگرد اعداد می چرخندحال می خواهد این نبودتبه فاصلهٔ یک دیوار، به نام همسایه باشدیا در آن سر شهر تهران، یا آن گوشهٔ دنج ایرانکافیست جای خالیت دیده شوداز آن بدتر، احساس شودآن زمان است که خود خوری میکنمو رخت عزا بر تن احوالم پوشیده می شودپس بیا، بمان، باشچون هر ثانیه بیشتر و بیشتر و بیشتر میخواهمت

محمدامین_تیمورزادهازکتاب عاشقانه های یک روانی